روشاروشا، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

سبزترین زندگی

دخترم به خونه خوش اومدی

1393/4/22 20:17
359 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم امروز حوالی ظهر از بیمارستان آتیه مرخص شدیم، هوا خیلی گرمه. خانوم فیلمبردار آخرین برداشتو از تو گرفت و برای فیلمش با منو بابایی مصاحبه کرد. بعد تورو بردیم تا واکسن بزنی و قطره فلج اطفال بخوری.

در حالیکه از بیمارستان فیلم می گرفتم سوار ماشین با بابا و مامان جون به سمت خونه حرکت کردیم. با وجود این که زیاد حالم خوب نبود سعی کردم از تمام لحظه ها فیلم بگیرم، مثلا از لحظه ایی که تو رو وارد خونه کردیم و کنار تختت گذاشتیم.

من هم کنارت دراز کشیدم. شب سختی رو پشت سر گذاشته بودم اصلا خوب نخوابیدم اما تو اولین شب زندگیتو راحت و آروم خوابیدی حتی برای شیر خوردن به زور بیدارت می کردم.تمام دیشب به چهره پاک و معصومت خیره می شدم باور نمیکردم که تو رو در آغوش دارم ذوق داشتن تو خواب رو از چشمام گرفته بود. حالا برای هزارمین بار خداروشکر میکنم که هردومون سالمیم و سلامت به خونه برگشتیم. زیر این سقفی که همیشه آرامش رو برای من به همراه داشته بزرگترین مسئولیت من شروع شده ، خوب میدونم بدون کمک تو ای خدای مهربون موفق نمیشم. پس کمکم کن... کمکم کن

شب بابا ایوب و مامان پروین دوباره برای دیدن تو اومدن پیش ما. باباحسین و خاله ندا و مامان جون هم اینجا بودن. همگی هدیه هاشونو به تو دادن و تو یک شبه کلی ثروت جمع کردی و من با خودم عهد کردم که تمام هدیه هاتو سالم و بی کمو کاست نگه دارم تا زمانی که بزرگ بشی و بتونی خودت ازیادگاری هات نگه داری کنی عزیزم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)